شاید اینجا دارم بلند بلند فکر می کنم

طبقه بندی موضوعی

۷ مطلب با موضوع «عکاسی های من با موبایل» ثبت شده است

دریا

۴ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۱ آبان ۹۷ ، ۱۰:۰۰
مهناز

  بهار

۵ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۴ فروردين ۹۷ ، ۱۸:۴۵
مهناز
طبیعت 2طبیعت 3
طبیعت 1
طبیعت 4
۴ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۱ آبان ۹۶ ، ۰۷:۲۹
مهناز

طبیعت شمال 2طبیعت شمال 3

طبیعت شمال 4طبیعت شمال



۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۹ تیر ۹۶ ، ۱۷:۴۴
مهناز

من عاشق این کلبه ی زیبا شدم یعنی!خیلی خوشگله... خیلی...


کلبه
۴ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۴ دی ۹۵ ، ۰۹:۱۹
مهناز

چند روزی نبودم یعنی بعد از عید فطر تا دیروز روستا بودم البته نه برای تفریح؛ برای کاری رفته بودیم اون جا و من فقط تونستم هول هولکی یه چند تا عکس بگیرم و از بخت بد رم گوشیم رو هم جا گذاشته بودم . خلاصه اینکه نه گوشیم آنتن می داد و نه به اینترنت دسترسی داشتم. با این حال و با خستگی بسیار زیادی که داشتم روزای لذت بخشی بود. همه چیز هم که طبیعی و محلی بود و خوشمزه از نون و کره و ماست و دوغ  تا مرغ و ...تو این چند روز کلی چیز میز یاد گرفتم :) و اینکه فهمیدم کشاورزی خیلی خیلی سخته و کار هرکسی نیست. آدم خاص خودشو می خواد. یعنی همه می دونن ولی من درکش کردم.

خب این شما و این هم تصاویری از نحوه ی نون پختن و قنات زیبایی که تو روستامون داریم با اون آب زلال و خنک و گواراش :)))))))))))

روستا 6 روستا 10

روستا 1روستا 9

روستا 2روستا 3

روستا 5روستا 12

روستا 4روستا 11

روستا 7


۸ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۲ تیر ۹۵ ، ۰۷:۵۴
مهناز

هنوز که هنوزه ادامه ی این شروعِ دوباره، برام سخته... ذهنم پر ازموضوع برا نوشتنه اما نمیدونم کدوم رو انتخاب کنم؟؟؟!!!!!!انتخاب کردن هم مثل شروع کردن، همیشه برام سخت بوده...فعلا تصمیم گرفتم این عکسها رو بزارم تا اگه دوستشون داشتین ازش لذت ببرین... خوشحال میشم بگین کدوما قشنگ تره...  

اواخر بهار و اوایل تابستون یه سری هم به روستا زدیم. عجب شقایقستانی شده بود. حیف که نتونستم زیاد عکس بگیرم...   

شقایق

دو تصویر متفاوت از دو سنگ متفاوت و خاص... دوست داشتنین... سنگها هم دوست داشتنین...یکی از این سنگ ها شبیه همونایی که رو قبرا می زارن...!  

سنگ 1سنگ 2

تابستون و آلوچه هاش... و درست کردن یه عالمه لواشک ترش... اینا آلوچه های روستامونه... 

آلوچه

تصویری از  ورودی دانشکده امون تو یه روز تابستونی ... و روزی بود که جلسه ی دفاعم برگزار شد... با اینکه روز قبل استرس داشتم و حتی ساعتهای قبل از برگزاری، ولی سخت نبود و خوب گذشت... خدارو هزار مرتبه شکر...   

  جلسه دفاعدانشگاه

۶ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۶ مهر ۹۴ ، ۱۷:۰۷
مهناز