شاید اینجا دارم بلند بلند فکر می کنم

طبقه بندی موضوعی
سه شنبه, ۲۴ مهر ۱۳۹۷، ۰۶:۰۰ ب.ظ

جشن هالووین/ آگاتا کریستی/ مجتبی عبدالله نژاد

ماجرا از مهمونی هالووین شروع می شه. دختری سیزده ساله در شب هالوین کشته می شه؛ سرش رو زیر آب می کنند. اون قبل از مرگ تو جمع مهمون ها ادعا کرده بوده که خودش با چشم خودش یه قتل رو دیده بنابراین احتمالا قاتل یکی از خودِ مهموناست که سعی کرده رازش آشکار نشه...!

تقریبا تا نصف کتاب جذاب بود و یه نفس خوندمش. باور نمی کردم یه دفعه تا اونجا پیش رفته باشم اما خب بعد از اون هم کتاب از ریتم افتاد هم خودم. آخر کتاب هم پوآرو برای بعضی حرفاش استدلال نیاورد یه کم تو ذوقم خورد. به نسبت کتاب های دیگه ی آگاتا معمولی تر بود.

«تا حالا پیش آمده که در حال خوردن سیب قرمز آبداری باشید و بعد وقتی به هسته رسیدید سرو کله ی کرم کثیف و چندش آوری پیدا شود و حالتان را بهم بزند؟ خیلی از آدم ها اینطوری هستند».


موافقین ۴ مخالفین ۰ ۹۷/۰۷/۲۴
مهناز

نظرات  (۶)

حالا به موقعش (:
پاسخ:
باااااااشه :) فقط امیدوارم از خوندنشون لذت ببرین.
کتابای قبلیتون فعلا در دست اجرا هستند (:  عمری بود خدمت اینا هم میرسم 
پاسخ:
واقعا؟! ^_^ کدوما؟!
ان شا الله :)
آره واقعا :))
در مورد پوآرو  آگاتا اولین نفر نوشته ینی؟
پاسخ:
آگاتا خودش شخصیت پوآرو رو ساخته و قبل از اون کسی ننوشته و بعد از اون هم فکر نکنم کسی اجازشو داشته باشه و اصلا بتونه بنویسه ؛)
پوآرو بچه ی خود آگاتاست :)
جمله ای که آخرش نوشتی چقد قشنگ بود...
بله شده شده!


+عه. یادم باشه پس کتابای دیگه شو بخونم فعلا
اینو بذارم بعدا، اگه وقت شد



پاسخ:
دست آگاتا کریستی درد نکنه و ایضا مجتبی عبدالله نژاد؛)
احتمالا برای خیلی ها اتفاق افتاده متاسفانه!

یه جایی از کتاب یه دیالوگ خوبی هم بود به این مضمون که پوآرو یه حرفی زد درباره اینکه ذات بعضی از آدم ها تغییر ناپذیره بعد مخاطبش گفت که ما انقدر خوار نشدیم که به عقاید مردم خاورمیانه روی بیاریم پوآرو گفت که سخن حق رو باید پذیرفت از هر کی که باشه.
دوستش داشتم.

+ اوهوم. به خصوص اگه از کتابای اولش شروع کنی بهتره. من خودمم می خوام همین کارو بکنم. می خوام کتاب اولی که پوآرو توش خلق شد رو پیدا بکنم. به نظرم باید هیجان انگیز باشه :)))

۲۴ مهر ۹۷ ، ۱۹:۳۰ صبورا کرمی
😏
مرسی بابت نقدش. تو چقدر کتاب میخونی دختر
پاسخ:
قربونت.
من زیاد هم کتاب نمی خونما. شاید هفته ای یه کتاب! فقط دوست دارم جایی چیزی ازش بنویسم که علاوه بر اینکه بقیه بتونن استفاده کنن خودم هم یه چیزایی یادم بمونه. اوایل توی دفتر می نوشتم جدیدا فقط توی وبلاگ :)
جمله آخر عالیه
پاسخ:
اوهوم.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">