شاید اینجا دارم بلند بلند فکر می کنم

طبقه بندی موضوعی
پنجشنبه, ۲۱ تیر ۱۳۹۷، ۰۴:۱۸ ب.ظ

مگه می شه؟!!!!!

برای شما هم پیش اومده که از دوست داشتنی هاتون برای کسی بگید یا بنویسید و اون حسه کم رنگ تر بشه؟!!!!!!! حس عجیبیه! که گاهی این اتفاق می افته. حالا شاید دلیلش هم حرف زدن و گفتن و نوشتن شما نباشه ها ولی تقارن این دو اتفاق با هم، آدم رو به شک می اندازه...

کامو می گه در زندگی انسان روزهایی است که انسان در آن کسانی [ و چیز هایی رو] را که دوست می داشته است، بیگانه می یابد... 

موافقین ۳ مخالفین ۰ ۹۷/۰۴/۲۱
مهناز

نظرات  (۱۱)

کلا نوشتن و حرف زدن درمورد هر حسی کمرنگش میکنه
پاسخ:
فکر می کنم که همینطوره! به یه نتیجه ی دیگه هم در این مورد رسیدم و اون اینکه شاید چون وقتی برای کسی می گیش، ذهنت خالی از اون حس می شه  و اون حس قبلی که فقط برای خودت بود از بین می ره! شاید هم جاش رو به یه حس دیگه می گیره!
۲۹ تیر ۹۷ ، ۰۱:۱۵ مریم خانوم
اهوم.
حرفت درسته عزیزم.
ولی به هرحال هرکسی به طریقی اروم میشه.من با نگفتن به کسی و بقیه یجور دیگه.
حرف شما منطقی و درست...

من خیلی دلم واستون تنگ شده بود
گاهی اوقات سر میزدم منتهی وقتشو نداشتم که کامنت بذارم ولی یادت بودم
امسال قرار بود بیام شهرتون یه ماهی بخاطر دانشگاه که نشد و موقعیتش جور نشد
انشاالله سال اینده😊
پاسخ:
خب آره بعضی حرف ها رو فقط باید به خدا گفت. منظور من تو این پست بیشتر حرف زدن راجع به دوست داشتنی ها بود.
منم دلم تنگت بود ؛) خوشحال می شم وقتی کامنتتو می خونم و خبری ازت می گیرم :)
واااااااااااااای! ان شا الله... خدا رو چه دیدی شاید همو دیدیم :)
۲۷ تیر ۹۷ ، ۱۴:۲۲ مریم خانوم
البته بعضیا مث من عادت دارن تو دلشون بریزن و تو عالم تنهاییشون گریه کنن...
از نظر من نوشتن و صحبت با کسی فایده نداره تازگیا به این نتیجه رسیدم که این دنیا هیچ ادم و لحظه اونقدر ارزش  واهمیت نداره و اعتماد نمیشه کرد به هرکی و هرچی گفت...
تا خداهست نیازی به برگه و کسی نیست
پاسخ:
درسته خدا جبران همه ی نداشته هاست...
ولی خب آدم یک موجود اجتماعیه و گاهی واقعا نیاز داره با کسی حرف بزنه. دنیا رو اینقدر برا خودت سخت نگیر وقتی به قول خودت ارزشش رو نداره ؛)
واییی آره دقیقا!

+اصلا انگار میخوان به آدم بفهمونن قهریم باهات! ما رو که نباید برا همه تعریف کنی!
پاسخ:
چقدر تشبیه قشنگی بود پاییزک دوست داشتنی من. کلی لذت بردم :))
بله خیلی زیادم پیش میاد،همینه که اصلا گاهی تنهایی و خلوت رو شیرین میکنه 

پاسخ:
بله می شه از این زاویه هم بهش نگاه کرد!
من اگه ازناراحتیم بگم می فهمم چقد چیزکوچیکی بودا
ولی من براخودم بزرگش کردم
پاسخ:
این که خیلی خوبه.
ان شا الله که همیشه شاد باشی.
امممم الان چیزی تو خاطرم نیست!
اگ بوده زیاد خواستنی نبوده حتما.

اما خیییلی پیش اومده ک درباره چیزی ک برام جذابه 
فکر کنم،فکر کنم،فکر کنم....
بعد دیگ نخوامش!
پاسخ:
چه خوب.
آررره. این برای منم پیش اومده گاهی.
من یه جا خوندم که وقتی از آرزوهات صحبت می‌کنی چون دچار هیجانشون میشی، مغزت به اشتباه فکر می‌کنه بهشون رسیدی و دیگه چندان انگیزه‌ای برات نمی‌مونه :))

جالبه همین دو سه شب پیش بحثش بود با دوستم.
پاسخ:
چه عجیب! نتیجه می گیریم که مغز محترم زیاد دچار سوء تفاهم می شود :دی
:)
حالا جدای از آرزوها، گاهی وقتی از چیزهای مورد علاقه حرف می زنیم، از شدت علاقه امون بهش کم می شه!!!
میدونی انگار موقع نوشتن تحلیلش میکنی و به همه جزییات هم فکر میکنی برای همینه که حس میکنی اثرش کم میشه.. . مثل نوشتن از چیزای بده  ادم به یه جمع بندی میرسونه انگار
پاسخ:
آفرررررررررررین. خودشه! شاید آدم به اون جنبه ها و جزئیات موضوع که تا حالا بهش فکر نکرده، فکر می کنه!!!!!!!!!!! عجیبه! شاید تو فکر و ذهنش یه کم چاشنی خیال یا یه همچین چیزی هم بهش اضافه کرده و تو واقعیت رنگ می بازه! البته گاهی.
در مورد چیزای بد، علاوه بر رسیدن به یه جمع بندی، اون حس بدی که داشتی خیلی وقت ها کم رنگ می شه یا دیگه کم تر بهش فکر می کنی.
مچکرم بابت کامنتت :) 
۲۱ تیر ۹۷ ، ۱۶:۲۷ دختری به نام مورفی ‍
خیلی زیاد !
حتی وقتی اهدافمو برا بقیه شرح میدم انگیزمو برا رسیدن بهشون از دست میدم !!!
مشکل عجیبیه
نمی دونم چرا اینجوری میشم
پاسخ:
اوهوم.
پس خیلی شرحشون نده ؛) بزار برای رسیدن به اهدافت پر از انگیزه باشی. اهدافی که رنگ واقعیت داشته باشه. البته بعضی مواقع اطرافیان حرفایی می زنن که باعث کم شدن انگیزه می شه که اون مبحثش جداست! که البته باز هم باید اونقدر به هدفت ایمان داشته باشی که حرفشون تاثیر بدی روت نذاره.
قوووووووووووووی باش.
تو رسیدن به اهدافت موفق باشی.
نمیدونم... فکر نکنم اینطور شده باشه... 
پاسخ:
خوبه که این همزمانی برات اتفاق نیفتاده ؛) خوبی ها و خوشی هات مستدام :)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">