شاید اینجا دارم بلند بلند فکر می کنم

طبقه بندی موضوعی
يكشنبه, ۱۳ خرداد ۱۳۹۷، ۱۱:۱۴ ق.ظ

از هر دری سخنی!

- اوایل نوشتن داستان، راوی داستانکم سوم شخص بود، دانای کل؛ ولی متوجه شدم که روایت به این شکل خیلی سخت تره، باید خودت رو بزاری جای تک تک شخصیت های داستانت و از احساسشون بگی! به نظرم بهتر اومد که برای شروع داستان رو از زاویه ی دید خودم ادامه بدم!

- پریشب تو خندوانه داشتند درباره خواب حرف میزدن. می گفت خواب هاتون رو بنویسید اون وقت با شما حرف می زنن!

- مانیا چقدر اسم قشنگیه معنیش می شه خانه و سرای! اسم یکی از شخصیت های " چراغ ها را من خاموش می کنم" بود.

- ما هنوز هم تو عصر جاهلیت زندگی می کنیم وقتی هنوز هم چیزی به نام اعتقاد به بالا و پایینِ مجلس وجود داره!

- کریما؛ گرفتار آن دردم که تو درمان آنی، بنده ی آن ثنایم که تو سزای آنی، من در تو چه دانم؟ تو دانی! تو آنی که گفتی که من آنم! آنی. "خواجه عبدالله انصاری"

- تو این شبا اگه یادتون بود، منم دعا کنید؛ خدا دعای دیگران در حق آدمو مستجاب می کنه!

نظرات  (۵)

اول شخص هم سخته
چون نویسنده میدونه اون یکی داره چه فکری میکنه
امانمی تونه تصورات دیگران روهم بنویسه
چون شخصیت بی خبره
پاسخ:
می دونم سخته ولی شاید نه به سختی سوم شخص!
تو روایتِ یه داستان از زاویه ی دید سوم شخص انگار همه چیز به عهده ی خودته و شاید حس و کلمه کم بیاری. گاهی خیلی سخت می شه نوشتن از احساسات همه اشون و شرح ماجرا و شرایط! نمی دونم من همچین چیزی رو حس کردم! آدم حس می کنه بار سنگینی رو شونه هاشه و باید بیش تر مراقب باشه!
وای خواب...
موضوعی که همیشه صحبت کردن بهش رو دوست داشتم:)
با اینکه خواب های بد و ترسناک هم زیاد داشتم، باز عاشق خواب هامم!

چه ایده جذابی!
که بنویسمشون....
پاسخ:
مثل من :)
من هم به خاطر چند تا خواب متفاوتی که دیدم، دنیای خواب برام جذاب شد!
سلام! :)

راجع به اون دومی، منم یه زمانی به سرم زده بود بنویسم خواب‌هامو ولی هیچ وقت عملیش نکردم. اون شب که خندوانه رو دیدم یادم افتاد دوباره.
و کلا جالب بود حرفاش که می‌گفت خواب‌هاتونو جدی بگیرید. بعد دقیقا من صبحش یه خواب بد دیده بودم که نمی‌خواستم جدیش بگیرم! :)))
پاسخ:
سلام :)
خوش اومدی :)
ان شا الله که خواب بدت ختم به خیر شده باشه.
خواب و دنیاش خیلی جذاب بوده برام همیشه! بعضی هاشون اونقدر برام خاص بوده که یادم نمیره اصلا.
بعضی هاشون یه جور الهامه یا یه جور یادآوری و نصیحت.

هوووم از اون لحاظ....
چ جالب من نشنیده بودم.
این بالای مجلسو من تو مهمونیا شنیدم
ک مهمون بره بالا بشینه برا احترام.
(البته من بالا پایین نمیتونم تشخیص بدم:دی_مخصوصا تو خیابون)
ولی اگ ملاک اینی ک میگی باشه،درسته!
پاسخ:
بله :)
من از لحاظ احترامی که می خوان به مثلا پیرمرد و پیرزن های دوست داشتنی جمع بذارن مشکلی باهاش ندارم ولی دیگه وقتی همه نشستن و فقط یه جای خالی وجود داره و اونجا به اصطلاحِ خودشون بالا مجلسه دیگه هر  کی نشست نباید گفت اونجا جای بزرگتراست هر چند به شوخی؛ به طرف مقابل بر می خوره و ناراحت کننده است.
منم چندان تشخیص نمی دم :| ؛)
چرا جاهلیت و بالا و پایین مجلس؟
ینی چی؟


چقددددرررررر اون دعا قشنگ بود...

:))
#برای_هم_دعاکنیم
پاسخ:
نمی دونم چقدر درسته یا نه ولی یادمه یه جایی خوندم پیامبر تو جلساتشون به شکل دایره وار می نشستند تا کسی نگه چون رتبه ی من بالاست باید بالای مجلس و جای خوبی بشینم و چون این برده است جاش اینجا یا کنار من نیست! حالا این شده حکایت اتفاقی که چند روز پیش افتاد و نشون می ده که هنوز این تفکر وجود داره!
:)
آفرین... دقیقا... یه وقت یادت نره منو

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">