شاید اینجا دارم بلند بلند فکر می کنم

طبقه بندی موضوعی
چهارشنبه, ۲ خرداد ۱۳۹۷، ۱۲:۵۷ ب.ظ

شاهنامه/ 8

سهراب ده دوازده ساله است که مادرش رو تهدید می کنه تا اسم و نشان پدرش رو بهش بگه؛ وقتی می فهمه که پسرِ رستمه، سپاهی فراهم می کنه تا به ایران حمله بکنه و پدرش رو به تخت بنشونه و پس از اون افراسیاب رو از تخت پادشاهی به زیر بکشه! افراسیاب که این راز رو می دونه، دو نفر رو به همراه سپاهی به یاری سهراب می فرسته به این امید که نذارند سهراب پدرش رو بشناسه و شاید رستم به دست او کشته بشه!

در مرز ایران به دژ سپید می رسند. هجیر نگهبان دژ اسیر می شه. گرد آفرید دختر گژدهم که بسیار شجاع بوده، زره می پوشه و به عنوان مردی پهلوان به نبرد سهراب می ره اما موقع گریز، سهراب دست می اندازه به کلاهِ گردآفرید و با افتادن کلاه، گیسوهای گردآفرید افشان می شه؛ سهراب متوجه می شه که این پهلوان، یک دختره!!! و یک دل نه صد دل عاشقش می شه:) گرد آفرید می گه اگه منو بکشی می گن سهراب ناجوانمردانه یه دختر رو کشت و اگه تو شکست بخوری می گن از یه دختر شکست خورد؛ بنابراین سهراب می ذارتش که بره.

+ ببنید فردوسی چقدر بی نظیر چشم و ابروی گرد آفرید رو توصیف می کنه؛ فقط مجسمش کنید:

"دو چشمش گوزن و دو ابرو کمان..."

+ تا اینجای داستان سهراب تنها کسیه که بدون تعریف کسی، عاشق یکی می شه :) شاعر می فرماید که:

عشقی که رفته رفته جنون آورد چه سود          دیوانه گشتن از نگه اولین خوش است

"مسیح کاشانی"

(استاد بینوایِ ما خیلی از این شعر استفاده می کرد و وقتی می خوندش تا بناگوش سرخ می شد)

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۷/۰۳/۰۲
مهناز

شاهنامه

نظرات  (۶)

در راستای شاهنامه خوانی این کانال خیلی کانال خوبیه. اگر که دوست داشتین دنبالش کنین :)
https://t.me/ShahnamehBekhanim

پاسخ:
خیلی ممنونم بابت معرفی و پیشنهاد این کانال. از امروز دنبالشون می کنم :)
وااااعاااایییی
چههه خفففن...

ی دوستی داشتم میخاس اسم پسرشو بذاره هیتلر
بعد من هی میگفتم پس اسم دخترتم بذار گردافرید😂

عیجان.
استادت عاشق بوده چقدرر😆
پاسخ:
چه عجیب! آخه چرا هیتلر؟!!!!!!!!!!!! باز اسم یه شخصیت مثبت بود یه چیزی!!!!!!!!!!!!!!!!!!
بعد زبونشون نمی چرخید بگن گرد آفرید. صداش میکردن گرد :دی 

بلی بلی، میانسال بودن؛ فکر کنم یاد خاطراتشون می افتادن :)))))
کم نداشتیم از این استادها :)
واعی چه جذاب!
ینی ده دوازده ساله بوده عاشق گرد آفرین میشه!؟
+عشقای قبل از تو سوء تفاهم بود

:)))
پاسخ:
:)
ده دوازده سالگی اون قدیما خیلی بوده ؛) اصلا چرا راه دور بریم همین مامان باباهای خودمون هم زود ازدواج کردن! بعد هم سهراب بالاخره پسر رستمه؛ تو اون سن قوی هیکل تر از هم سن و سال های خودش بوده ؛)
+ بلی بلی
متن اصلی شاهنامه رو دارید می‌خونید یا اینکه به نثر می‌خونین؟ 
داستان رستم و سهراب رو دوست دارم. اما به نظرم تراژدی‌ترین داستان شاهنامه رستم و اسفندیاره. داستان سیاووش هم خیلی خوب بود.
پاسخ:
متن اصلی شاهنامه رو می خونم؛ این جوری لطفش بیش تره :)
برای من، تراژدی ترین داستان شاهنامه داستان رستم و سهرابه؛ البته ممکنه بعدا نظرم عوض بشه! 
الان رسیدم به داستان سیاوش که بعد از داستان رستم و سهرابه. 
مهناز ،بهت حق میدم گیج شده باشی ... 
چقدر اتفاق افتاد تو این دو سه روز ...
پاسخ:
واقعا هم!
امیدوارم  همه به آرامش برسند ولی اونی که برا بقیه آرامش نخواست و نمی خواد نه!
چقد گرد آفرید بلا بوده
پاسخ:
خیلی...
بعد که می رسه به دژ می گه ایرانی ها به تورانی ها دختر نمی دن ؛) 
ولی خودشم عاشق شده بود ؛)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">